شعر و عکس عاشقانه
HoMe | eMaiL | Design | Profile
دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم می آید میماند و به تنهاییم پایان میدهد! آمد رفتو به زندگی ام پایان داد!!!!! شکستم.......... امروز صبح دانشگاه رفتم ریاضی عمومی داشتم استادمون هم عقده ای به تمام بهش گفتم بریم سلف چایی بخریم بخوریم اسرار کردم نیومد .برگشتم گفتم مهسا جووون به یکی از پسرا بگم چایی بگیره گفت ایراد نداره در و باز کردم دیدم یه پسره داره میره تو سلف گفتم ببخشید چایی میگیری برام بیچاره گفت آره پول بهش دادم 5دقییقه 10دقیقه "و نمو پول بئیته در بورده معلوم نیه کجه دره "
تنها بودن قدرت می خواهد ، و این قدرت را کسی به من داد ، که روزی می گفت تنهایت نمی گذارم…
خدا رحم کنه به پسرا مردم. دیروز غروب رفتم خونه عموم. دختر عموم اسمش نازنینه گفت بریم بیرون وسیله بخریم گفتم باشه نازنین جوون میریم .با هم رفتیم چیپس و پفک و این جور چیزا خریدیم بعد دور میدون شهدا یه بستنی فروشی داره من گفتم بستنی قیفی میخوام گفت نمیشه که تو خیابون بخوریم گفتم میبریم خونتون میخوریم نزدیک بود همین که بستنی گرفتم تو دستم 3تا لاشی افتادن دنبالمون هی زر زدن هیچی نگفتیم خودمونو زدیم به بیخیالی برگشتم گفتم میزنم پسره عوضی به شوخی گرفت اولی بستنی قیفیو پرت کردم دیوث جا خالی داد دومی و زدم به پشتش اومد طرفم پیر مرده جلوشو گرفت منم نامردی نکردم گفتم خواهر مادر نداری دنبالمون راه افتادی جوش اورد رفت بستنی و از زمین برداشت اومد طرفم که بزنه بهم. گفتم به امام حسین اگه دستت بهم بخوره پدر و هفت جد و آبادتو در میارم مثه سگ ترسید انداخت پایین نازنین و 2تا دیگه پسرا موش شدن ترسیده بودن میدون شهدا شلوغ ترافیک کل مردم داشتن مارو نگاه میکردن انگاری اومدن سینما بر گشتم گفتم این پسرا دور زمونه باید غیرت داشته باشن بی غیرتن دیگه نمیتونی از خونه بیرون بری رفتی قورتت میدن. چه حالی داد. پسرا خیال میکنن به هر کی رسیدن میتونن بهشون شماره بدن. بچه ها برای بستنی 2هزار تومان پول دادم به درک .مرض بگیره دلم بستنی قیفی میخواد خیلی هوس بستنی قیفی دستگاهی کرده بودم خدااااااااایا به این پسرا مملکت ما یه خورده غیرت بده دنبال ناموس مردم راه نیوفتن انگار خودشون ناموس ندارن
بزرگترین اشتباه ؟ گفت : عاشق شدن گفتم بزرگترین شکست ؟ گفت : شکست عشق گفتم بزرگترین درد ؟ گفت : از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترین غصه ؟ گفت : یک روز چشم های معشوق رو ندیدن گفتم بزرگترین ماتم ؟ گفت : در عزای معشوق نشستن گفتم قشنگترین عشق ؟ گفت : شیرین و فرهاد گفتم زیباترین لحظه ؟ گفت : در کنار معشوق بودن گفتم بزرگترین رویا ؟ گفت : به معشوق رسیدن پرسیدم بزرگترین آرزوت ؟ اشک تو چشماش حلقه زد و با نگاهی سرد گفت : مرگ بعضیا دلشون شکست..بعضیا دل شکوندن... خیلیا عاشق شدن وخیلیا تنها ... خیلیا از بینمون رفتن..خیلیا بینمون اومدن.. گریه کردیم " خندیدیم... زندگی برخلاف آرزوهامون گذشت... و گذشت اون خاطره ها!!! آرزو دارم نوروزی که پیش رو دارین آغاز روزهایی باشد که تو دلتون آرزودارین خدایا...!!!
کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنی وقتی دل مرا شکستی ، یکبار بر میگشتی سیب سرخی را به من بخشید و رفت ساقه سبز مرا چید و رفت عاشقیهای مرا باور نکرد عاقبت بر عشق من خندید و رفت اشک در چشمان گرمم حلقه زد بی مروت گریه ام را دید و رفت چشم از من کند و از من دل برید حال بیمار مرا فهمید و رفت با غم هجرش مدارا میکنم گرچه بر زخمم نمک پاشید و رفت شاید در میان این همه نامردی شیطان را باید ستودکه دروغ نگفت جهنم را به جان خرید اما تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد خوفین خوشین سلامتین من 4،5 روز نیستم و نمیتونم نظرات داداشای گلم و آجی های عزیزمو تایید کنم . دوستون دارم فعلا بای.
تو هم زهر جدایی را به تلخی میچشیدی اگر مثل من به مرگ آرزو ها می رسیدی پشیمون میشدی از این که عشق رو آفریدی !!! خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم نماز عشق را آخر با خون دل وضو کردم دلم دیگر به جان آمد در این شب های تنهایی بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم بگو هرگز سفر کردی؟سفر با چشم تر کردی؟ کسی را با اشک و خون جگر بدرقه کردی؟ از شهر آرزوهایت به ناکامی گذر کرده ای؟ گل امید را به خاک رهگذر پرپر کرده ای؟ خدایا اگر تو درد عاشقی را میکشیدی تو هم زهر جدایی را به تلخی میچشیدی اگر مثل من به مرگ آرزو ها می رسیدی پشیمون میشدی از این که عشق رو آفریدی !!! تو رو خدا با هر کسی وارد یه رابطه نشید! می ری یه گوشه میشینی گریه میکنی؟ هی با نگات بازی میکنی که یادش بره می خواسته گریه کنه؟ یک لیوان آب می خوری که بغضت را بفرستی پایین؟ یا یادت میاد که خدایی و همیشه باید تنها باشی ؟ خدایا نمی دونی من این روزها چقدر خدا بودم.....

. معنا اون هفته بهمون گفته بود هفته بعد ریاضی و خونه حل کنید و میارمتون جلو باید حلش کنید منو دوستم دیدیم وضعیتمون زیاد خوب نیست بریم جلو پسرا تیکه میندازن خوب منم کم نمیارم یه چی میگم
به مهسا گفتم پس سر کلاس نمیریم دو دره کردیم رفتیم نماز خونه .آهنگ گذاشته بودیم و اینقدر خندیدیم که نگو برگشتم به مهسا گفتم آخر این خنده اشکه میدونم اون گفت نه بابا .
دیدم اومد 2چایی تو دستش اولی و داد وقتی 2چای رو گرفتم خیلی پر بود یه خورده رو دستم ریخت طاقت اوردم بهش گفتم چایی رو بگیر دستم سوخت نگرفت با پام به در نمازخونه کبوندم مهسا متوجه نشد دیگه چایی بیشتر ریخت رو دستم که انداختمش پایین پسره خنگه
اگه میگرفت من نمیسوختم .

اي دل ! تحمل كن !
شايد ... حكمتي است ...

بستنی می خوام . مامان 



از یک عاشق شکست خورده ای پرسیدم :

جای سوره ای به نام " عشق " در قرآنت خالی ست
که اینگونه آغاز میگردد :
و قسم به روزی که قلبت را می شکنند . . .
و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت..........................

بی وفــــا بــــاشی شکــــایت میکننــــد بــــاوفــــا بــــاشی خیــــانت میکنند مهربــــانی قشنــــگ است ..
افســــوس مهربــــان بــــاشی رهــــایت میکننــــد ..


ميگن سه موقع دعا برآورده ميشه:
يکي وقت غروب
يکي زير بارون
يکيم وقتي دلي ميشکنه
من وقت غروب زير بارون با دلي شکسته دعا کردم خدايا هيچ دلي نشکنه...

الکی دوسِت دارم نگین!
الکی امیدوار نکنین
الکی دل خوش نکنین
الکی بش نگین رسیدی تک بزن...
مواظب خودت باش!
الکی اسمشو با لوندی صدا نکنین که طرف بگه جووووونم...
هی نگید گل من، عزیز من، جون من، عشق من و اینا ...
آخه اون حرفاتو باور می کنه...
داره بهت وابسته می شه!
اما تو داری باهاش بازی می کنی...
نکن عزیز من، احساس یه انسان رو نابود نکن!
اونم فقط برای سرگرمی خودت و پر کردن کمبودا و عُقده هات!
| Desiner: lady skin |









